به نام معمار هستی

 

معماری پایدار (Sustainable Architecture  )

معماری سبز ( Green Architecture )یا معماری پایدار یکی از گرایشها و رویکردهای نوین معماری است که در سالهای اخیر مورد توجه عده زیادی از طراحان و معماران معاصر جهان قرار گرفته است .  این معماری که برخاسته از مفاهیم توسعه پایدار می باشد در پی سازگاری و هماهنگی با محیط زیست یکی از نیازهای اساسی بشر در جهان کنونی است .

 نیاز بشر کنونی به معماری پایدار :

چارلز جنکر در آخرین فصل کتاب معماری پایدار خویش این مسئله را خاطر نشان می سازد که نابودی زمین توسط ما منجر به نابودی 27000 گونه زیستی در یک سال می شود هفتاد و چهارانقراض در یک روز و یا سه نابودی در یک ساعت ! مدارک جدیدی بر اساس مجله تایم مورخ 31 ژانویه 2000 این تعداد را بالاتر نشان می دهد یعنی صدها انقراض در یک روز.

 گرم شدن کره زمین ،نازکتر شدن لایه ازن به علت استفاده از انواع آلاینده ها ،افزایش آلودگی محیط زیست و انقراض گونه های زیستی همه و همه باهم می آمیزند تا ضرورت بوم شناسی و مسایل زیست محیطی را برای آینده قابل پیش بینی گردانند . بطوری که پیشی گرفتن خاکستری در برابر جهان سبز قابل تامل ترین مسئله قرن حاضر به شمار می رود .

علل پیدایش معماری پایدار :

در جهان کنونی توسعه به عنوان یکی از بزرگترین عوامل تغییر محیط زیست و به تبع آن ساخت و ساز که جزو صنایع بزرگ در استحکام نیروی انسانی ( صدها هزار کارگر ساختمانی و فنون مربوطه )باعث از بین رفتن زمینهای کشاورزی ، فرسایش خاک و آلوده کننده محیط زیست و به مخاطره انداختن سلامتی و بهداشت مردم است و بر بحران انرژی دامن می زند . بحرانی که در اواسط دهه 1965 با افزایش میزان آلودگی محیط زیست هشداری به جهانیان محسوب شد و سبب تشکیل گروههای طرفدار محیط زیست که از حامیان محیط زیست در جهان بودند گردید و مفهوم گسترده ای تحت عنوان پایداری را پی گیری نمود.

اصطلاح پایداری ( Sustainable ) برای نخستین بار در سال 1986 توسط کمیته جهانی گسترش محیط زیست تحت عنوان ( رویایی با نیازهای عصر حاضر بدون به مخاطره انداختن منابع نسل آینده برای مقابله با نیازهایشان ) مطرح شد و هر روز بر ابعاد ودامنه آن افزوده می شود تا استراتژیهای مناسبی پیش روی جهانیان قرار گیرد .

در این میان معماران نیز همسو با سایر دست اندرکاران در پی یافتن راهکارهای جدیدی برای تامین زندگی مطلوب انسان بوده اند . بدیهی است که زندگی ، کار ، تفریح ، استراحت وغیر...

همه و همه فعالیتهایی می باشند که در فضاهای طراحی شده توسط معماران صورت پذیرفته و از آنجا که نقاط ضعف و قوت یک ساختمان برزیست بوم جهان تاثیر مستقیم خواهد داشت ، وظیفه ای بس حساس در این خصوص بر عهده معماران می باشد . کاربرد مفاهیم پایداری و توسعه پایدار در معماری مبحثی به نام« معماری پایداری» آغاز نمود که مهمترین سر فصل ها ی آن با عنوان معماری اکو – تک ، معماری و انرژی ، معماری سبز ایجاد می گردد .

 تعاریف ساخت و ساز پایدار  :

ساخت و ساز پایدار این چنین تعریف شده است :مدیریت یک محیط پاک و سالم بر اسا س بهره برداری از منابع طبیعی و اصول « اکولوژیکی » که هدف از طراحی ساختمانهای پایدار کاهش آسیب آن بر روی محیط و منابع انرژی و طبیعت است که شامل قوانین زیر می باشد :

1-    کاهش مصرف منابع غیر قابل تجدید

2-    توسعه محیط طبیعی

3-    حذف یا کاهش مواد سمی و یا آسیب رسان بر طبیعت ساختمان سازی .

بنابراین بطور خلاصه ساختمان پایدار را این چنین تعریف نمود :

« ساختمانی که کمترین ناسازگاری و مغایرت را با محیط طبیعی پیرامون خود و در پهنه وسیع تر با منطقه و جهان دارد .»

تکنیک های ساختمانی در یک پهنه وسیع در جهت تامین کیفیت یکپارچه از نظر اقتصادی اجتماعی و محیطی می کوشند . بنابراین استفاده معقول از منابع طبیعی و مدیریت مناسب ساختمان سازی به حفظ منابع طبیعی محدود و کاهش مصرف انرژی کمک نموده ( محافظت انرژی ) و باعث بهبود کیفیت محیطی می شود .

 اهداف کلی ساختمانهای پایدار :

1-    بهره برداری مناسب از منابع و انرژی

2-    جلوگیری از آلودگی هوا

3-    مطابقت با محیط

اصول توسعه ساخت و ساز پایدار :

برای ایجاد تعادل میان سطوح تنوع زیستی ،  سه اصل توسعه صنعت ساخت و ساز پایدار که در جهت و حفظ تنوع زیستی باید رعایت شوند به شرح زیر است :

1-    استفاده پایدار از منابع زیستی :

بدین معنا که باید دقت شود که منابع زیستی بهره برداری شده در سامانه های توسعه در کجا استفاده می شود و چگونه می توان آنها را پایدار نگهداشت و از منابعی که سریعتر جایگزین می شوند استفاده شود . به عنوان مثال : از چوب درختانی باید استفاده کرد که سریعتر رشد کرده و میتوان جایگزین شوند همچنین از منابع متنوعی که نوع خاصی از بین نروند و یا مثلأ مساحت جنگلها را مقدار ثابتی نگه داشت و از مقدار معینی کمتر نشوند و یا از گونه خاص موجودی به علت منافع اقتصادی حمایت نشوند .

 

2-    استفاده از منابع تجدید ناپذیر :

استفاده عاقلانه از منابع غیر قابل تجدید باید بطور گسترده اعمال شود به عنوان مثال استفاده از منابع فسیلی برای سوخت غیر عاقلانه می باشد و یا در ساختن صندلی  از چوب استفاده می گردد که در طبیعت از سرعت تجدید پذیری و جایگزینی بالاتری برخوردار می باشد .کاربرد معقول از چوب ( به عنوان یک منبع تجدید ناپذیر ) باعث می شود که به اصل منبع لطمه ای نخورده و امکان جایگزینی آن در طبیعت وجود داشته باشد و حتی نوع رنگی که در آن بکاربرده می شود از موادی باشد  که کمتر برای محیط زیست ضرر داشته باشد .

3-  حفاظت از تنوع زیستی :

از منابع زیستی به خوبی نگهداری شود و مشارکت افراد جامعه در جهت بقاء و تنوع زیستی موجود الزامی باشد . طوری از سامانه ها استفاده گردد که همه اجزا خود حافظ مجموعه باشند و مردم بطور صحیح از منابع طبیعی بهره گیرند و به آنها آموزش داده شود که از هر محصول و منبعی در جای خود و بهینه استفاده کنند . مثلاً در مورد مبلمان شهری استفاده صحیح به مردم آموزش داده شود و با اندک نقصی بکنار گذاشته نشوند بلکه تعمیر و یا در غیر این صورت به محصولی دیگر تبدیل و یا در نهایت مواد اولیه آن بازیافت شود .

طراحی پایدار و اصول اولیه آن :

طراحی پایدار همکاری متفکرانه معماری با مهندسی مکانیک ، برق و سازه است . علاوه بر فاکتورهای متداول طراحی مانند زیبایی ، تناسب ، بافت و سایه و نور و امکاناتی که باید مد نظر قرار گیرند گروه طراحی باید به عوامل طولانی مدت محیطی و اقتصادی و انسانی توجه نموده و اصول اولیه آن را که به قرار زیر است مد نظر قرار دهد :

1-   درک محیط :

طراحی پایدار با درک از محیط آغاز می گردد. اگر ما به امکانات محیطی که در آن هستیم آگاه باشیم می توانیم از صدمه زدن به آن ها جلوگیری کنیم . درک محیط باعث مشخص شدن مراحل طراحی از جمله جهت قرار گیری نسبت به خورشید ( رون قرار گیری در سایت ) و حفظ محیط پیرامون و دسترسی به سیستم نقلیه و پیاده می گردد.

2-   ارتباط با طبیعت :

چه ساختمان در محیط شهری باشد و چه در یک محیط طبیعی تر ارتباط دادن طبیعی به محیط طراحی شده روح و جان می بخشد .

3-    درک روندهای موجود در طبیعت :

در سیستم موجود در طبیعت زباله موجود نمی باشد یعنی لاشه یک موجود غذای یک موجود دیگر است به بیان دیگر موجب احترام بشر به نیازهای انواع گونه های طبیعی می گردد روندهایی که باعث احیا می گردد تا ضایع کردن و بیشتر به زنده ماندن می انجامد .

4-   درک تاثیرات محیطی :

طراحی پایدار سعی در درک تاثیرات محیط از طریق ارزیابی و تحلیل سایت دارد ، ارزیابی انرژی مصرفی – سمیت مصالح و تکنیک های ساختمان سازی ، بطوریکه تاثیر منفی محیطی را می توان از طریق استفاده از مصالح ساختمان سازی پایدار ، مصالح با سمیت کمتر و مصالح ساختمانی قابل بازیافت کاهش داد .

5-  روند مشارکتی طراحی :

طراحان پایدار اهمیت توجه به هر نظری را می دادند . همکاری با مهندسین مشاور و متخصصین دیگر در مراحل اولیه طراحی صورت می پذیرد . طراحان همچنین به نظرات ساکنین محلی و همسایگان محلی نیز توجه می کنند .

 

6- درک مردم :

طراحان پایدار باید به فرهنگ و دین و نژاد مردمی که قرار است برای آنها طراحی کنند توجه کنند. بنابراین معماری پایدار ترکیبی چند ارزشی در بردارد : زیبا شناسی – محیط  اجتماع – سیاست و به عبارتی طراحی و ساختمان سازی هماهنگ با محیط و به عبارتی دیگر یک معمار باید زیرکانه چند فاکتور را در نظر بگیرید :مقاومت و پایداری و طول عمر بنا – مصالح مناسب و مفهوم کانسپت . و کلاً تمام اصول معماری پایدار باید در یک پروسه کامل که منجر به ساخته شدن محیط زیست سالم می شود تجسم یابد .

در نهایت ما در این مقاله به شش اصل مهم در مورد در مورد معماری پایدار بطور خلاصه اشاره می کنیم .

اصل اول :هر ساختمان باید به گونه ای طراحی و ساخت گردد که نیاز آن به سوخت فسیلی به حداقل ممکن برسد.

 

 

ضرورت پذیرفتن این اصل در عصرهای گذشته بدون هیچ شک و تردیدی با توجه به نحوه ساخت و سازها غیر قابل انکار می باشد و شاید تنها به تنوع بسیار زیاد مصالح و فن آوریهای جدید در دوران معاصر چنین اصلی در ساختمانها به فراموشی سپرده شده است و این بار با استفاده از مصالح گوناگون و یا با ترکیبهای مختلفی ار آنها ساختمانها محیط را با توجه به نیازهای کاربران تغییر می دهند . اشاره به نظریه  مجتمع زیستی  نیز خالی از لطف نمی باشد که از فراهم آوردن سر پناهی برای در امان ماندن در برابر سرما و ایجاد فضایی خنک برای سکونت افراد سرچشمه می گیرد . به این دلیل و همچنین عوامل دیگر مردمان ساختمانها خود را به خاطر مزایای متقابل فراوان در کنار یکدیگر بنا می کردند . ساختمانهایی که در تعامل با اقلیم محلی و در تلاش برای کاهش وابستگی به سوخت فسیلی ساخته می شدند و نسبت به آپارتمانهای عادی امروزی حامل تجربیاتی منفرد و مجزا بوده و در نتیجه به عنوان تلاشهای نیمه کاره برای خلق معماری سبز مطرح می شوند بسیاری به عنوان اصلی پایدار در طراحی و ساخت و سازهای جامعه امروز لحاظ نمی گردد .

اصل دوم :کار با اقلیم

ساختمانها باید طوری طراحی شوند که قادر به استفاده از اقلیم و منابع طبیعی انرژی محلی باشند.

شکل و نحوه استقرار  و محل قرار گیری فضاهای داخلی آن می تواند به گونه ای باشد که موجب ارتقاع سطح آسایش درون ساختمان گردد و در عین حال از طریق عایق بندی صحیح سازه موجبات کاهش مصرف سوخت فسیلی پدید آید این دو فرآیند مذکور ناگزیر دارای هم پو شانی و نقاط مشترک فراوان می باشند .

بیش از گسترش همه جانبه سوخت فسیلی چوب منبع اصلی انرژی به حساب می آمد که هنوز هم حدود 15 درصد انرژی امروز را نیز تامین می کند هنگامی که چوب کمیاب نایاب شد برای بسیاری از مردم امری طبیعی بود که در راستای کاهش نیاز به چوب برای تولید گرما از گرمای خورشید کمک بگیرند .

 استفاده رومی ها از منابع خورشیدی :

رومی ها نیز پیروی از اصول طراحی خورشیدی را با آموختن از تجربیات یونانیان ادامه دادند اما آنها پنجره های شفاف که اختراع قرن اول پس از میلاد بود را نیز برای افزایش گرمای بدست آمده بکار گرفتند . با افزایش کمبود چوب به عنوان سوخت استفاده از نمای رو به جنوب در ساخت منازل ثروتمندان و سپس افراد بشری متداول شد . سنت طراحی با توجه به اقلیم برای ایجاد آسایش درون ساختمان به قوانین گرمایش محدود نمی شود بلکه در بسیاری از اقلیم ها معماران ملزم به طراحی فضایی خنک برای پدید آوردن شرایطی مطلوب در داخل ساختمان بود و راه حل معمول در عصر حاضر استفاده از سیستم های تهویه مطبوع هوا تنها فرآیند ناکار در تقابل با اقلیم شمار می رود و در عین حال همراه با مصرف زیاد انرژی می باشد که حتی به هنگام ارزانی و فراوانی انرژی به دلیل آلودگی حاصل ار آن امری اشتباه به شمار می آید .

 

اصل سوم : کاهش استفاده از منابع جدید

هر ساختمانی باید به گونه طراحی شود که استفاده از منابع جدید را به حداقل برساند و در پایان عمر مفید خود منبعی برای ایجاد سازه های دیگر بوجود بیاورد .

گرچه جهت گیری این اصل همچون سایر اصول اشاره شده به سوی ساختمانهای جدید است ولی باید یادآور شد که اغلب منابع موجود در جهان در محیط فعلی برای کاهش اثرات زیست محیطی امری است که از اهمیتی برابر با خلق سازه های جدید برخوردار است . این نکته را نیز باید مورد توجه قرار داد که تعداد منابع کافی برای خلق محیطهای مصنوعی در جهان وجود ندارد که بتوان برای بازسازی هر نسل از ساختمانها مقدار جدیدی از آنها را مورد استفاده قرار داد . این استفاده مجدد می تواند در مسیر استفاده از مصالح بازیافت شده یا فضاهای بازیافت شده شکل بگیرد . بازیافت ساختمانها و عناصر درون آنها بخشی ار تاریخ معماری است . برای مثال صومعه سانتا الباس که در سالهای 1071 و 1115 میلادی بازسازی گردید از آجر های خرابه های یک ساختمان رومی در نزدیکی خود استفاده نمودند چهارچوبهای چوبی که در قرون وسطی به کار گرفته شده اند قطعات چوبی بودند که بریده و در کارگاه به یکدیگر وصل شده و کد گذاری می شدند و آنگاه از هم جدا شده و به ساختمانها انتقال داده می شدند استفاده از این روش بدین معنی بود که در صورت لزوم می توان بخشهایی از یک ساختمان قرون وسطایی را جابجا نمود .

اصل چهارم :احترام به کاربران

معماری سبز به تمامی افرادی که از ساختمان استفاده می کنند احترام می گذارد .

به نظر میرسد که این اصل ارتباط اندکی با آلودگی ناشی از تغییرات اقلیم جهانی و تخریب لایه ازن داشته باشد . اما فرآیند سبز از معماری که شامل احترام برای تماما منابع مشترک در ساخت یک ساختمان کامل هستند انسان را از بین مجموعه خارج نمی نماید . تمام ساختمانها توسط انسانها ساخته می شوند اما در بعضی از سازه ها حقیقت حضور انسان محترم شمرده می شود در حالی که در برخی دیگر تلاش برای رد ابعاد انسانی در فرآیند ساخت مشاهده می شود.

 

 

در ژاپن تعدادی روبوت نقش انسان را در ایجاد و طراحی ساختمانها بر عهده گرفته اند اما برای یک روبوت کارایی موثر در کارایی پروژه شامل اجرای یک وظیفه خاص

 می باشد که می تواند آن را به دفعات تکرار کند . اما در مقیاسی متفاوت یک انسان به عنوان معمار همچنان می تواند بر مهارت خود بر انجام تعداد بسیاری از کارهای نا مرتبط اعتماد کند .

 

 

اصل پنجم : احترام به سایت

 هر ساختمان باید زمین را به گونه ای آرام و سبک لمس کند.

معمار استرالیایی گلن مورکات این جمله عجیب را بیان می کند که : ساختمان زمین را به گونه ای آرام و سبک لمس کند . این گفته یک ویژگی از تعامل میان ساختمان و سایت آن را در خود دارد که برای فرآیند سبزامری ضروری است و البته دارای ویژگی های گسترده ای نیز می باشد ساختمانی که انرژی را حریصانه مصرف می کند آلودگی تولید می کند و با مصرف کنند گان و کاربران بیگانه است در نتیجه هرگز زمین را به گونه ای آرام و سبک لمس نمیکند.

 

تفسیری صریح تر از این گفته چنین است که نمی توان هر ساختمان را از درون سایت ساخته شده در آن خارج نمود و شرایط قبل از ایجاد و ساختمان را دوباره در سایت احیاء کرد این گونه ارتباط با سایت د سکونتگاههای سنتی اعراب بادیه نشین دیده می شود سبکی و آرامش موجود درآنها لمس زمین فقط در جابجایی خانه ایشان نهفته نبود بلکه شامل مصالح مورد استفاده ایشان و دارایی هایی که با خود حمل می کردند نیز می گردید.

سیاه چادر اعراب بادیه نشین از پشم بزها گوسفندان و شتران آنها تامین می شد . هنگامی که این چادر ها بر پا می گردید با ایجاد سطح مقطع بسیار کارا از لحاظ ایرودینامیکی از تخریب آن در بادهای شدید جلوگیری می شد. چادر با طنابهایی بلند در جای خود نگهداری و تیر های چوبی بسیار اندکی در آن بکار گرفته می شد چرا که چوب در صحرا منبعی بسیار کمیاب به حساب می آمد . در حالی در جوامع بشری زندگی بومی و سنتی خود را برای یکجا نشینی ترک کردند  که معماران وارد عرصه طراحی شدند .

اصل ششم : کل گرایی

تمامی اصول سبز نیازمند مشارکت در روندی کل گرا برای ساخت محیط مصنوع هستند .

یافتن ساختمانهایی که تمام اصول معماری سبز را در خود داشته باشند کار ساده ای نیست چرا که معماری سبز هنوز بطور کامل شناخته شده نیست . یک معماری سبز باید بیش از یک ساختمان منفرد قطعه خود را شامل شود و باید شامل یک شکل پایدار از محیط شهری باشد .

بشر موجودی فراتر از مجموعه ساختمانهاست در حقیقت آن را می توان بصورت مجموعه ای از سامانه هایی برای زیستن و تفریح که بصورت شکل های ساخته شده دارای کالبد می باشند و با نگاهی دقیق به این سامانه ها است که می توانیم چهره بشر آینده را ترسیم نمائیم .

 

 

 

 

 

نمونه ای از یک ساختمان با معماری پایدار :

ساختمان گلن ماوس

این ساختمان در سانتا مونیکا کالیفرنیا بهترین نمونه ای از سازه های سازگار با محیط زیست است . این ساختمان برق و آب مصرفی خود را خودش تولید می کند و در آن بر مصرف بهینه انرژی تاکید شده است.

 

ساختمان هرست

این ساختمان 46 طبقه دارد در نیویورک یک ساختمان سبز است . شکل منحصر به فرد آن

باعث 20 در صد صرفه جویی در فولاد مصرفی سازه آن شده است. تنظیم نور در داخل ساختمان توسط حس گرمای حساس به نور خورشید انجام می شود .در بیشتر مواقع سال هوای بیرون ساختمان برای تهویه مطبوع ساختمان استفاده میشود بنابراین این ساختمان 22درصد کمتر دی اکسید کربن وارد هوا میکند



تاريخ : شنبه بیست و هفتم آذر 1389 | 1:3 | نویسنده : جواد امینی |